مدیریت عملکرد چیست؟
مدیریت عملکرد (Performance Management) به مجموعهای از فرایندها و سیستمها گفته میشود که با هدف رشد و پیشرفت کارکنان اجرا میشوند تا آنها بتوانند وظایف خود را به بهترین نحو انجام دهند.
در واقع مدیریت عملکرد، یک مکالمهی مستمر بین واحد منابع انسانی، مدیران و کارکنان است که در طی سال صورت میگیرد و با گزارشهای کلامی و نوشتاری همراه میشود. ارتقای شغلی، افزایش حقوق و سایر تصمیمات شغلی مربوط به هر کارکن نیز در این فرایند صورت میگیرد.
چرا مدیریت عملکرد در سازمان اهمیت دارد؟
هدف اصلی مدیریت عملکرد این است که به تمام کارمندان کمک کند استعدادهای خود را شکوفا کنند، در شغل خود موفق باشند و بتوانند به اهداف تعریفشدهی سازمان دستیابی پیدا کنند. در این مسیر، انتظارات و اهداف کلیدی سازمان تعریف میشوند تا هر کارکن بداند دقیقاً چه وظایفی دارد و چه انتظاری از او میرود و علاوهبر آن، در ازای برآورده کردن هریک از انتظارات چه پاداشی دریافت خواهد کرد.
بنابراین با مدیریت صحیح عملکرد، کارکنان به این فرصت دست پیدا میکنند تا بهشکل مداوم از مدیران خود بازخورد دریافت کنند. با استفاده از بازخورد و گزارشهای مدیریت عملکرد، آنها میتوانند جایگاه فعلی خود را شناسایی کنند، برای رسیدن به جایگاه دلخواه خود برنامهریزی کنند و سازمان نیز با پیشرفت هریک از کارکنان خود رشد میکند.
تاریخچهی مدیریت عملکرد
اولین آثار مدیریت عملکرد به اوایل قرن 20ام باز میگردد؛ زمانی که انقلاب صنعتی به رشد سریع کارخانهها منجر شده بود و حالا نیاز به بررسی و بهبود عملکرد کارکنان بیش از پیش احساس میشد. در تحقیقاتی که در دهههای 1920 و 1930 انجام شد، مشخص شد که بسیاری از مدیران علاوهبر نحوهی کار کردن افراد، به اخلاق و رفتار حرفهای آنها نیز توجه بسیاری نشان میدهند. در دههی 1970، اصطلاح مدیریت برپایهی اهداف رواج پیدا کرد و طی دهههای بعد به پرطرفدار شدن رویکردهایی منجر شد که حول محور دریافت و ارائهی بازخوردهای مستمر بودند.
امروزه تکنولوژی مانند هر حوزهی دیگری، مدیریت عملکرد را نیز متحول کرده است و بسیاری از سازمانها، از نرمافزارها برای مدیریت عملکرد کارکنان خود و ارائه یا دریافت انواع بازخوردها از آنان استفاده میکنند.
مدیریت عملکرد چه فایدهای دارد؟
اگر بتوان بهدرستی انتظارات سازمان را برای کارکنان تعریف کرد، با توجه به این انتظارات، عملکرد آنان را در طی زمان ارزیابی کرد و در آخر یک گزارش کامل و بیطرفانه از نحوهی عملکرد آنان ارائه داد، مدیریت عملکرد میتواند به نتایج زیر منجر شود:
- پیشرفت مستمر کارکنان
- افزایش مشارکت کارکنان
- کمک به نگهداشت سرمایههای انسانی
- ایجاد فرهنگ انتقادپذیری
- بهبود عملکرد سازمان
در پایان این بخش لازم است یادآوری کنیم که مدیر سازمان باید چرایی اصلی مدیریت عملکرد را درک کند؛ با دانستن اینکه چرا این فرایندها طی میشوند و ارزشی که پشت این رویکرد وجود دارد، میتوانند به یک ساختار مناسب برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان دست پیدا کنند.
مراحل مدیریت عملکرد
چرخهی مدیریت عملکرد از 4 مرحلهی کلیدی برنامهریزی (Planning)، نظارت (Monitoring)، توسعه (Developing) و امتیازدهی (Rating) تشکیل شده است:
- برنامهریزی
- دقیق (Specific): جزئیات هدف باید مشخص شوند؛ اینکه قرار است به چه چیزی دست پیدا کنیم، چه قدمهایی باید طی شوند و هرکس چه نقشی را در این فرایند ایفا میکند.
- قابل اندازهگیری (Measurable): اهداف باید قابل اندازهگیری باشند و قابلیت این را داشته باشند که با اعداد و ارقام نشان داده شوند.
- قابل دستیابی (Achievable): اهداف انتخابشده نباید بیشازحد ایدهآل و دستنیافتنی باشند. در این مرحله مدیران باید مطمئن شوند که هدفهای تعریفشده با توجه به ظرفیت فعلی و سابقهی گذشته قابل دستیابی هستند.
- مرتبط (Relevant): یک ویژگی مهم دیگر مرتبط بودن اهداف است. باید مطمئن شد که اهداف تعیینشده به یکدیگر مربوط هستند و با اهداف تیمها و واحدهای دیگر همخوانی دارند تا امکان همکاری و هماهنگی میان تیمها به وجود بیاید.
- محدود به زمان (Time bound): برای اینکه همهی تیمها بتوانند بهشکل هماهنگ همکاری کنند، برای هر هدف باید محدودیت زمانی در نظر گرفته شود. معمولاً هدفگذاری در سازمانها بهصورت فصلی و سهماهه انجام میشود، اما هر سازمان این زمان را پس از بررسیهای متعدد تشخیص میدهد.
- نظارت
- توسعه
- امتیازدهی و پاداش
5 روش برای مدیریت عملکرد
برای مدیریت عملکرد 5 روش اصلی وجود دارد که عبارتند از: بازخورد 360 درجه، مقیاسهای رتبهبندی گرافیکی، توزیع اجباری، شایستگیمحوری و مدیریت برپایهی اهداف.
- بازخورد 360 درجه
- مقیاسهای رتبهبندی گرافیکی
- توزیع اجباری
- شایستگیمحوری
- مدیریت برپایهی اهداف
چه تفاوتی میان مدیریت عملکرد و بازخورد عملکرد وجود دارد؟
حالا که با مهمترین نکات مدیریت عملکرد آشنا شدهاید، ممکن است این سوال به ذهنتان خطور کند که "مدیریت عملکرد دقیقاً چه تفاوتی با بازخورد عملکرد دارد؟"
درست است که مدیریت عملکرد بر پایهی ارائه و دریافت بازخورد بنا شده است، اما یک تفاوت اساسی وجود دارد. ارزیابی عملکرد (Performance Appraisal) تنها بخشی از مدیریت عملکرد به شمار میرود و در آن، مدیران بر عملکرد یک کارمند در طی گذشته بازخورد ارائه میدهند. در حالی که مدیریت عملکرد بر بازخورد دادن مستمر و مداوم تاکید دارد تا هر کارکن در میانهی راه نیز از وضعیت خود باخبر باشد و بتواند در صورت نیاز، تغییراتی را در عملکرد خود اعمال کند.
باید و نبایدهای مدیریت عملکرد
برای دستیابی به نتیجهی سازنده در مدیریت عملکرد، نکاتی وجود دارد که باید بدانید.
- کارمندان را به صحبت کردن تشویق کنید
- بازخورد حقیقی و کاربردی بدهید
- نحوهی ارزیابی را شفافسازی کنید
- بازخورد منفی را بدون راهکار ارائه نکنید
- عملکرد همهی کارکنان را با یک ملاک نسنجید
- از مدیریت عملکرد برای ترساندن کارکنان استفاده نکنید
در تمامی این مراحل به یاد داشته باشید که برای مدیریت عملکرد، ترفندها و راهکارهای فراوانی وجود دارد، اما مهمترین چیز، ایجاد فضایی مثبت و پایهریزی فرهنگ انتقادپذیری در سازمان است.
ورود به حساب کاربری
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.