چرا پروژه‌های BPMS شکست می‌خورند؟ درک درست از نقش BPMS در سازمان

نقش واقعی BPMS در معماری سازمان چیست؟ بررسی دقیق تفاوت «کنترل فرآیند» و «جریان‌سازی» و دلایل شکست پروژه‌های BPMS در سازمان‌ها.
تاریخ انتشار: 1405/02/06

BPMS  ارکستر آهنگ سازمان شماست. این جمله اگر درست فهمیده شود، می‌تواند مسیر پیاده سازی BPMS را از یک پروژه پرریسک به یک اقدام استراتژیک موفق تبدیل کند.

در سال‌های اخیر، بسیاری از سازمان‌ها به سراغBPMS  رفته‌اند تا بتوانند عملکرد خود را بهبود دهند، فرآیندها را شفاف کنند و بهره‌وری را افزایش دهند. با این حال، درصد قابل توجهی از این پروژه‌هابه‌ویژه در ایرانبه نتیجه مطلوب نمی‌رسند. این شکست‌ها معمولاً به ضعف ابزار یا تکنولوژی مربوط نیست، بلکه از یک سوءبرداشت عمیق در مورد ماهیت فرایند مدیریت کسب و کار و نقش واقعی BPMS ناشی می‌شود.
اگر بخواهیم دقیق‌تر نگاه کنیم، ریشه اصلی این مسئله در همان ابتدای پروژه شکل می‌گیرد؛ جایی که انتظار اشتباهی از BPMS تعریف می‌شودانتظاری که نه ابزار و نه حتی مفهوم BPMS توان پاسخ‌گویی به آن را ندارد.

BPMS دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟

در بسیاری از سازمان‌ها، BPMS به‌عنوان ابزاری برای «کنترل کارها» یا «تعیین نحوه انجام کار» دیده می‌شود. این در حالی است که چنین برداشتی از اساس نادرست است.
کار BPMS کارگردانی نیست، ابزار BPMS یک رهبر ارکستر است.
این تفاوت ظاهراً ساده، در عمل تعیین‌کننده مسیر موفقیت یا شکست پروژه است. BPMS قرار نیست وارد جزئیات عملکرد واحدها شود یا قواعد داخلی هر بخش را بازنویسی کند. نقش آن در سطحی بالاتر تعریف می‌شود: ایجاد جریان، هماهنگی و انسجام بین اجزای مختلف سازمان. به بیان دیگر، BPMS مسئول «جریان کار» است، نه «نحوه انجام کار».

یک تصویر واقعی از سازمان‌های بزرگ

برای درک بهتر این موضوع، کافی است به ساختار یک سازمان بزرگ نگاه کنیم. در یک شرکت یا کسب‌وکار گسترده:
  • واحدهای مختلف با مسئولیت‌های متفاوت در حال فعالیت هستند
  • نقش‌ها و سطوح مدیریتی متعددی تعریف شده است
  • و سیستم‌های نرم‌افزاری مختلف، چه یکپارچه و چه جزیره‌ای، طی سال‌ها در سازمان شکل گرفته‌اند
این مجموعه پیچیده، به‌صورت هم‌زمان در حال کار است. حال اگر هر یک از این اجزا را یک «نوازنده» در نظر بگیریم، تصویر واضح‌تری از مسئله خواهیم داشت.

نقش واقعی BPMS در این ساختار

در چنین ساختاری، پیاده سازی BPMS دقیقاً مشابه این است که یک رهبر ارکستر را بر فراز همه این نوازنده‌ها قرار دهیم. این رهبر ارکستر:
  • تعیین نمی‌کند هر نوازنده چگونه ساز بزند
  • وارد جزئیات تخصصی هر بخش نمی‌شود
  • و قواعد داخلی اجرا را تغییر نمی‌دهد
بلکه تنها یک وظیفه کلیدی دارد: هماهنگ‌سازی و ایجاد جریان بین اجزا موضوع کار BPMS، ایجاد قواعد حرکت جریان کار بین واحدهاست. یعنی مشخص کردن اینکه:
  • چه کاری در چه زمانی انجام شود
  • خروجی هر مرحله به کجا منتقل شود
  • و تعامل بین بخش‌ها چگونه شکل بگیرد
در مقابل، BPMS هرگز نقش کارگردان را ندارد که به «بازیگران سازمان» بگوید چگونه کار خود را انجام دهند.

تفاوتی که معمولاً نادیده گرفته می‌شود

در یک ارکستر، هر نوازنده با «کتابچه نت» خود کار می‌کند. مهارت، تخصص و نحوه اجرا در اختیار خود اوست. رهبر ارکستر تنها بین این اجراها هماهنگی ایجاد می‌کند تا خروجی نهایی یک موسیقی منسجم باشد.
در سازمان هم وضعیت مشابه است. هر واحد:
  • تخصص خود را دارد
  • ابزارهای خود را دارد
  • و روش انجام کار را می‌شناسد
BPMS قرار نیست این موارد را تغییر دهد، بلکه باید آن‌ها را به هم متصل کند.
وقتی این تفاوت درک نشود، پروژه‌های فرایند مدیریت کسب و کار به‌جای ساده‌تر شدن، پیچیده‌تر می‌شوند.

بدون رهبر ارکستر چه می‌شود؟

اگر رهبر ارکستر وجود نداشته باشد، آیا نوازنده‌ها دست از کار می‌کشند؟ قطعاً نه. آن‌ها همچنان می‌نوازند، اما نتیجه چه خواهد بود؟ خروجی، یک سمفونی هماهنگ نخواهد بود. در سازمان نیز دقیقاً همین اتفاق می‌افتد کارها انجام می‌شوند، فرآیندها به‌نوعی پیش می‌روند، اما خروجی‌ها ناهماهنگ، کند و پرخطا هستند.BPMS  اینجاست تا این وضعیت را به یک جریان منسجم تبدیل کند و در نهایت «آهنگ سازمان» را خوش‌نوا کند.

چه زمانی BPMS به یک ضرورت تبدیل می‌شود؟

در سازمان‌های کوچک، که تعداد واحدها محدود و تعاملات ساده است، ممکن است بدون BPMS هم بتوان کارها را مدیریت کرد. هماهنگی‌ها به‌صورت دستی یا تجربی انجام می‌شود و پیچیدگی چندانی وجود ندارد. اما با رشد سازمان تعداد واحدها افزایش می‌یابد، وابستگی بین فرآیندها بیشتر می‌شود و حجم تعاملات به‌طور چشم‌گیری بالا می‌رود.
در این شرایط، بدون یک سیستم برای مدیریت جریان کار، هماهنگی عملاً غیرممکن می‌شود. اینجاست که پیاده سازی BPMS دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک نیاز حیاتی است.

BPMS چه چیزی را در سازمان مکانیزه می‌کند؟

در بسیاری از سازمان‌ها، جریان‌های کاری از قبل وجود دارند، اما نه به‌صورت سیستمی. این جریان‌ها معمولاً در قالب آیین‌نامه‌های کاغذی، دستورالعمل‌های بین واحدی یا دانش ضمنی افراد تعریف شده‌اند.
مشکل اینجاست که این مدل از مدیریت شفاف و قابل پایش نیست و به‌شدت وابسته به افراد است.BPMS  این جریان‌ها را مکانیزه می‌کند. به این معنا که آن‌ها را به فرآیندهایی تبدیل می‌کند که:
  • قابل مشاهده هستند
  • قابل اندازه‌گیری هستند
  • و امکان بهینه‌سازی دارند

چرا پروژه‌های BPMS شکست می‌خورند؟

با کنار هم گذاشتن این مفاهیم، پاسخ سؤال اصلی روشن‌تر می‌شود. بخش بزرگی از شکست پروژه‌های پیاده سازی BPMS به این دلیل است که:
  • انتظار از BPMS اشتباه تعریف می‌شود
  • نقش آن با ابزارهای دیگر اشتباه گرفته می‌شود
  • و بدون درک واقعی از فرایند مدیریت کسب و کار وارد فاز اجرا می‌شوند
در چنین شرایطی، حتی بهترین ابزارها هم نمی‌توانند پروژه را نجات دهند.

نقش نگاه تخصصی در موفقیت پروژه

برای موفقیت در چنین پروژه‌هایی، داشتن یک نگاه فرآیندی و تجربه عملی بسیار حیاتی است.
مجموعه «راهکار نوین سیاق» با تمرکز تخصصی بر فرایند مدیریت کسب و کار، تلاش می‌کند همین شکاف را پر کند. در رویکرد سیاق، پیاده‌سازی BPMS از ابزار شروع نمی‌شود، بلکه از شناخت واقعی سازمان آغاز می‌شود. در این مسیر:
  • فرآیندها به‌صورت دقیق تحلیل می‌شوند
  • نقاط گلوگاهی شناسایی می‌شوند
  • و سپس راهکاری طراحی می‌شود که متناسب با ساختار سازمان باشد
این نگاه باعث می‌شود BPMS به‌جای تبدیل شدن به یک پروژه پیچیده و پرهزینه، به یک ابزار مؤثر برای ایجاد هماهنگی و ارزش در سازمان تبدیل شود.

BPMS ارکستر آهنگ سازمان شماستاما فقط زمانی که نقش آن به‌درستی درک شود.

اگر BPMS را به‌عنوان ابزاری برای کنترل جزئیات یا جایگزینی سیستم‌ها ببینیم، مسیر به‌سمت شکست خواهد رفت. اما اگر آن را به‌عنوان یک رهبر ارکستر در نظر بگیریم که وظیفه‌اش هماهنگ‌سازی جریان کار است، می‌تواند نقشی کلیدی در بهبود عملکرد سازمان ایفا کند.
در نهایت، موفقیت در پیاده سازی BPMS به ابزار وابسته نیست، بلکه به درک درست، طراحی صحیح و انتخاب مسیر مناسب بستگی داردمسیر‌ی که اگر اصولی طی شود، خروجی آن یک سازمان هماهنگ، شفاف و کارآمد خواهد بود.
 
دیدگاه
دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید.
نام و نام خانوادگی
دیدگاه و نظرات

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.